نگاهی به رابطه گالری و کاریکاتور نمایشگاهی در ایران

اگر شما هم مانند بسیاری از هنرمندان، هنردوستان و هنرجویان، علاقمند هستید که اتفاقات هنرهای تجسمی را پیگیری کنید، حتما ً بخشی از وقتتان در هفته را به دیدن نمایشگاه ها و سر زدن به گالری ها اختصاص می دهید. بدیهی است که بعد از دیدن هرنمایشگاهی، بخشی از آثار نظر شما را جلب می کند و یا تعدادی از آثار از نظر شما دارای مولفه های یک اثر هنری مطلوب نخواهد بود. به هر حال شما بر حسب عادت یا علاقه به دیدن نمایشگاه هنرمندی که آثارش را دوست دارید و یا گالری که فعالیتهای مداومش را پیگیری می کنید رفته اید.
آشکار است که دیده شدن، تمام مقصود هنرمند از برگزاری نمایشگاه نیست، بلکه به غیراز دیده شدن اثر هنری در گالری، بخش دیگر مورد توجه هنرمند فروش اثرش است و گالری مانند یک بنگاه هنری در زمینه ارائه خدمات به هنرمند نقش ایفا می کند .
علاوه بر این که اثر هنری در گالری هم دیده و هم فروخته می شود، عرضه اثر هنری در گالری ها این امکان را به ما می دهد که با بخشی ازکوشش، جنب و جوش و فعالیتهای هنرمندان هنرهای تجسمی در زمینه نقاشی، تصویرگری، مجسمه سازی، مینیاتور، طراحی و حتی پوستر در طی یک سال گذشته آشنا شویم و حتی دست به نتیجه گیری کمیتی در زمینه هنرهای تجسمی کشور بزنیم.
اگر یک بار دیگربه هنرهای اشاره شده در بالا نگاه کنید و یا در حافظه خود به نمایشگاه هایی که رفته اید رجوع کنید، متوجه خواهید شد که نام کاریکاتور در بین این هنرها دیده نمی شود. با اینکه در کاریکاتور دسته بندی به نام کاریکاتور نمایشگاهی وجود دارد، اما این هنر چه از نظر دیده شدن و چه از نظر فروش اثر هنری در عرصه ای به نام گالری غایب است.
چرا کاریکاتور به گالری ها راه نمی یابد، سئوالی است که باید برای آن پاسخی یافت. زیرا کاریکاتور نیز یک هنر است و می تواند مانند هنرهای دیگر در زیر مجموعه هنرهای تجسمی به فروش برسد .
چرا گالری دارها از پذیرفتن کاریکاتور خودداری می کنند و چرا کاریکاتوریستها برای اثرشان به عنوان یک ژانر تثبیت شده در عرصه هنر ارزشی قائل نیستند؟
چرا گالری دارها از کاریکاتور فقط برداشت سیاسی می کنند و چرا کاریکاتوریستها فقط چشم به برگزاری دوسالانه ها دوخته اند؟
امروز آنچه را که به نام کاریکاتور نمایشگاهی، بدون شرح، روشنفکری، متفکرانه و یا هرعنوانی از این قبیل می شناسیم، ارتباطش را با بدنه جریان هنری و حمایت مراکز روشنفکرانه از دست داده است. یکی از این مراکز روشنفکری گالری ها هستند واز این رو است که هنرمندانی که به فکر ارتباط با مخاطب و شناساندن تکنیک، ایده و هنر خود به جریان فکری و هنری کشور و به دنبال تجربه های گوناگون و نو در عرصه کاریکاتور هستند به برگزاری دوسالانه ها اکتفا نکرده و به عرضه کاریکاتور در گالری ها توجه می کنند.
جدی گرفتن هنر کاریکاتور توسط کاریکاتوریستها باعث می شود که جریان هنری و روشنفکری نیز کاریکاتور را جدی بگیرد. این اعتباری است که کاریکاتوریست به کاریکاتور و خودش می بخشد. گرچه پذیرفتنی است که سلیقه خریداران آثارهنری الزاما ً ملاک مناسبی برای داوری اثر هنری نیست، اما قطع رابطه کاریکاتور به عنوان یک ژانر هنری با گالری ها مانند قطع رابطه مطبوعات با کاریکاتور به نفع این هنر نیست.اگر سردبیران و مدیران جراید، چشم خود را به روی آثار نیروی جوان ومستعد جریان کاریکاتور بسته اند و پذیرای سلیقه ها و تفکرات نو نیستند، در عوض دوری گزیدن از عرضه کردن کاریکاتور در گالری ها قصوری است که متوجه خود کاریکاتوریستها می شود.
چون کاریکاتور می تواند به عنوان یک رسانه دراختیار مردم قرار بگیرد و با مردم در ارتباط باشد، باعث نمی شود که از درجه هنری ساقط بشود، بلکه این یک حُسن است که کاریکاتور را هم مردم عام می پسندند و هم خواصی به نام هنرمند یا روشنفکر. برگزاری نمایشگاه کاریکاتور حرکتی نو ومدرن بود که از اردشیر محصص به ما رسیده است . اردشیر محصص درسال 42 اولین نمایشگاهش را درگالری ایران برگزار کرد و از آن سال تا سالهای بعد، این هنر به مدد آنچه نقد هنری نامیده می شد توانست خودش را به مرزهای یک هنر مستقل نزدیک کند. ولی اکنون با دور شدن کاریکاتور از گالری ها، این هنر از داشتن جریانی به نام نقد هنری محروم شده است.کاریکاتورهایی که در این گالری ها به نمایش در می آیند با آنچه در نمایشگاهی مانند دوسالانه ها و جشنواره ها به نمایش در می آید متفاوتند. همین تفاوت است که باعث گسترش هنر کاریکاتور در حیطه هنرهای تجسمی و تجربیاتی متفاوت از نظر سوژه و اجرا و درنهایت روبرو شدن با بعُدی از ابعاد دیگر کاریکاتور می شود. نقد هنری جنبه های هنرمندانه و ظرافت های نوآورانه اثر هنری را به جامعه کاریکاتور گوشزد می کند؛ چیزی که اکنون از آن بی بهره هستیم .
کاریکاتور برای اینکه بگوید که زنده است نیاز دارد که خودش را به شکلهای مختلف به مخاطب نشان بدهد. شرکت در دوسالانه ها و جشنواره های خارجی، چاپ اثر در مطبوعات و نشریات کشور، چاپ در کتاب، برگزاری نمایشگاه های فردی و جمعی راه های نشان دادن این هنر به مخاطب است. با این که همیشه کاریکاتوریستها از مخاطب و ارتباط و هم نفسی با او دم زده اند، اما مخاطب حلقه گمشده کاریکاتور امروز ایران است . کاریکاتور به دلیل از دست دادن مهمترین پایگاهش یعنی مطبوعات، ارتباطش با بخشی از جامعه که در برگیرنده طبقات خاص و عام اجتماعی است قطع شده است. اما کاریکاتور به دلیل آنکه یک هنر است می تواند یکی از راه های دیده شدن یعنی گالری را انتخاب کند تا هم ارتباطش با جامعه هنری قطع نشود و هم اثر از طریق فروش به خانه مردم وارد شود.
اگر چه خوشبینی محض است که بگوئیم کاریکاتور در صورت ارائه در گالری ها می تواند مخاطب عام را به این گالری ها بکشاند، اما با گذشت زمان خواهد توانست مخاطبین و علاقمندان را با خود همراه کند. آنها که مخاطبان گالری های هنری را محدود و خاص و در عوض مخاطبان دوسالانه ها و جشنواره ها را عامه مردم می پندارند باید بدانند که با برگزاری نمایشگاهی در مقیاس هر دوسال یک ماه آن هم فقط در تهران، صیدی به نام مخاطب در تور کاریکاتور نخواهد افتاد، دوسالانه گرچه جریانی ضروری، تثبیت شده و فرهنگی است اما مخاطبان آن نیز بیشتر علاقمندان و دوستداران مسائل هنری هستند . ذکر این نکته هم خالی از لطف نیست که دوسالانه ها بعد از برگزاری هر دوره، صاحب گنجینه ای از هنر معاصر می شوند، اما صاحبان آن آثار نفع مالی از آن نمی برند و اثر را به رایگان به دوسالانه بخشیده اند. بنابراین ورود یک اثر به یک دوسالانه نهایت آمال و آرزوی یک کاریکاتوریست برای دیده شدن نیست و نباید کاریکاتوریستهای جوان آن را هدف غایی و نهایی کاریکاتوریست بودن و کاریکاتوریست ماندن بدانند.
آنچه که امروزه به عنوان نمایشگاه کاریکاتور فردی و یا گروهی سراغ داریم، ادامه همان سنت پیش از انقلاب، یعنی حضور کاریکاتور به عنوان ژانری مستقل و موثر در گالری های هنری نیست. فقط با نگاه کردن به آمارشرکت کنندگان دوسالانه کاریکاتور تهران از آغاز تاکنون می توان به یک بررسی آسیب شناسانه دست زد.از دوسالانه اول تا دوسالانه هشتم در هر دوره 800 کاریکاتوریست ایرانی در این جشنواره شرکت کرده اند که بیشتر این هنرمندان از شهرستانها بوده اند.حضور همیشگی 800 کاریکاتوریست در حالی است که همیشه بخش اعظمی از شرکت کنندگان در دوره بعد شرکت نمی کنند زیرا یا کاریکاتور و به طور کلی هنر را رها کرده اند و یا به زمینه هنری دیگری علاقمند شده اند، چون برخلاف آنچه گفته می شود کاریکاتورهنر آسانی نیست. ولی حضور مداوم هنرمندان جوان و تازه نفسی که جایگزین دیگران شده اند نشان می دهد که در شهرستانها تا چه حد علاقمند به هنر کاریکاتور وجود دارد.این حجم گسترده هنرمند و هنرجو به دلیل نبود یک مرکز و مرجع فراگیر مانند انجمن صنفی از آموزش به دور بوده است و به دلیل آگاه نبودن از جریانات هنری روز جهان و همچنین عدم اطلاع از جریانات هنری کشور که متاسفانه بیشتر در پایتخت جریان دارد و سرگرم بودن به بازی های جشنواره های جهانی، از اینکه می توان کاریکاتور را به عنوان یک هنرمستقل و ممتاز عرضه کرد غافل هستند.
تفکر غلطی هم اکنون توسط برخی از جشنواره های کاریکاتور و یا دیدگاه ناقص بعضی هنرمندان داخلی پا گرفته است که هر اثری که از ساختار بصری مناسب واصول ابتدایی هنرهای تجسمی بی بهره باشد می تواند درهنر کاریکاتورجای بگیرد، باعث شده که کاریکاتور توسط بسیاری به عنوان یک هنر سهل و ساده فرض شود. در نتیجه این تفکر مسری در جامعه کاریکاتور منتشر شده است که هر کسی که دو سه سال کاریکاتور میکشد باید خیلی سریع به نتیجه برسد و این نتیجه گرفتن هم حتما ً و الزاما ً باید از مسیرجشنواره های جهانی عبور کند.
چشم بر روی این واقعیت نبسته ایم که در شهرستانها گالری به معنای حقیقی آن وجود ندارد. تعدادی گالری دولتی و غیر استاندارد که فقط برای ارائه بیلان کاری سالانه نهادهای هنری استانها به مراکز بالادست در تهران خوب هستند. بنابراین هنرمندان جوان و جویای نام شهرستانی، جشنواره های جهانی را تنها راه اقتصاد هنر و مطرح شدن خود و دیده شدن اثرشان می دانند.
مطلق نگری به صورت فقط سیاه و یا فقط سفید، محکوم به شکست است. بنابراین باید پذیرفت که جریانی نوجو، پویا و پرشور به نام جریان کاریکاتور وجود دارد. کاریکاتوریستهای جوان شهرستانی و تهرانی شکل دهنده این جریان هستند. مجموعه کوشش های این هنرمندان در تشکیل گروه ها و انجمن های کاریکاتور، برگزاری جشنواره های استانی و منطقه ای و حمایت ایشان از روند دوسالانه کاریکاتور تهران، مشخصه های مهم حرکتی خودجوش و پیشرو به نام جریان کاریکاتور است . کاریکاتور امروز ایران جزء هنرهایی است که ارتباط بین نسل جدید و نسلهای قبل تر از آن به شکل بسیار جالبی، گرم و صمیمی است و مانند بعضی از هنرها بین پیشکسوتان و جوانان فاصله نیفتاده و بده بستان فکری و هنری در بین این دو گروه وجود دارد. اما باید پذیرفت که جریان کاریکاتور امروز بیشتر از هر وقت دیگری نیازمند بازبینی و بازشناسی عرصه های اجرا و عرضه به مخاطب است، تا بتواند دوباره خودش را به جامعه هنری و همچنین اجتماعی که در آن زیست کرده و رشد می کند بقبولاند.