از صدور فرمان مشروطیت در 14 مرداد 1285 خورشیدی تا کنون، نشریات طنز، فکاهی و کاریکاتور فراوانی منتشر شده است. در کتاب طنز سرایان ایران از مشروطه تا انقلاب ( نشریات طنز و فکاهی در تقسیم بندی ادواری تا پس از انقلاب و تا 1370 )، لا اقل 53 عنوان نشریه ثبت شده است1. در مقاله ای تحقیقی با عنوان مطبوعات طنز ایران از آغاز تا کنون، که در سالنامه 1371 گل آقا2 منتشر شد و در مقاله ای دیگر با عنوان در تکمیل فهرست مطبوعات طنز ایران، که در سالنامه 1372 گل آقا3 به چاپ رسید، "تعداد نشریاتی که به تمام طنز بوده اند و یا طنز یکی از ستون های ثابت آن ها بوده است" ، تا 1371 ، 219 عنوان ذکر شده است4.
می دانیم که در دهه چهل خورشیدی موج نوی کاریکاتور ایران به راه افتاد و با دوری جستن از مدل کاریکاتورهای توفیق، مسیر خود را از اقسام کاریکاتور، که در نشریات فکاهی آن زمان چاپ می شد، جدا کرد . کاریکاتوریست های نشریات فکاهی هم به نوبه خود، کاریکاتوریست های موسوم به روشنفکری یا موج نوی کاریکاتور ایران را قبول نداشتند. با نگاهی به آماری که از نشریات فکاهی بر جامانده، درمی یابیم که از شهریور 1320 تا بهمن 1357، ده عنوان نشریه و از بهمن 1357 تا 1370 ، بیست و چهار عنوان نشریه طنز، فکاهی و کاریکاتور در ایران منتشر شده اند5. یعنی ( با در نظر گرفتن سال های 1320 تا 1340 ) به طور تقریبی سی و چهار عنوان نشریه منتشر شده اند که همگی بر فکاهه، شوخی، انتقاد و کنایه تاکید داشته اند، اما کاریکاتورهای موسوم به روشنفکری در این نشریات جایی نداشته اند. مشخص است که وقتی این جنس کاریکاتور در این نشریات جایی ندارند، پس مباحث تخصصی پیرامون کاریکاتور به عنوان یک هنر مستقل، پویا و نوگرا و زیر مجموعه هنرهای تجسمی هم جایی برای بحث و مطرح شدن نداشته باشد. بدیهی است که نگارنده، تمامی این نشریات طنز و فکاهی قبل و بعد از انقلاب را ندیده ،اما با تورق در بایگانی نشریات فکاهی سال های آغازین انقلاب و سال های پس از آن به این نتیجه رسیده که بعد از 1370 است که کاریکاتور نمایشگاهی یا بدون شرح، در نشریات طنز و فکاهی ایران، محلی برای بحث، بررسی و نمایش پیدا می کنند. تشکیل گروه های کاریکاتور در تهران و شهرستان ها، برپایی دوسالانه بین المللی تهران، اهمیت یافتن کاریکاتور به عنوان یک رسانه در جشنواره مطبوعات، توجه مرکز هنرهای تجسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به این هنر، همگی بعد از 1370 روی داده است که شکل گیری این اتفاقات، توجه به مسائل پژوهشی و تخصصی کاریکاتور را انکارناپذیر کرد. اما با انتشار ماهنامه طنز و کاریکاتور در دی 1369 ، ماهنامه گل آقا در مرداد 1370، ماهنامه کیهان کاریکاتور و سالنامه گل آقا در فروردین 1371 ، کاریکاتور نمایشگاهی هم جایی برای عرضه و هم محلی برای انتشار مباحث تخصصی و پژوهشی ویژه به خود پیدا کردند6.
نکته مهم و اساسی که نگارنده قصد دارد به آن اشاره کند، همین نکته است که پس از انقلاب و به طور مشخص بار انتشار مباحث تخصصی در زمینه کاریکاتور مطبوعاتی ( ژونالیستی ) و نمایشگاهی همواره بر دوش نشریات کاریکاتور و طنز بوده است. این به خودی خود هیچ ایراد و اشکالی ندارد و حتی یک حسن و جهش در تاریخ یک صد و دو ساله مطبوعات طنز و فکاهی ایران به حساب می آید. اما باید به این نکته اشاره کرد که همواره برای جستجو و یافتن تحولات این هنر باید به نشریات طنز رجوع کرد ( کاری که برای نوشتن این مطلب شده است ) . جای کتاب های پژوهشی در زمینه کاریکاتور در سال های پس از انقلاب خالی بوده است. از مجموعه های تحقیقی، که از دهه هفتاد خورشیدی به بعد منتشر شده اند، می توان به چند کتاب مهم اشاره کرد: نگرشی بر کلیات تئوری کاریکاتور نوشته و اقتباس منصور فارسی، که از سوی انتشارات پارت منتشر شد، تا سال ها به عنوان منبعی تحقیقی در زمینه تئوری هنر کاریکاتور در ایران مطرح بود ( این کتاب تاریخ انتشار ندارد، اما بعد از 1370 منتشر شده است ) . کاریکاتور گل آقا، که در دو شماره ( یک بار در 1377 و بار دیگر در 1380 ) ، منتشر شد و مجدداً تجدید چاپ نشد. شماره اول کتاب فصل کاریکاتور، به کوشش داود احمدی مونس ( آروین ) ، در 1379 ، از سوی نشر روزنه منتشر شد و هرگز به شماره دوم نرسید و هنر کاریکاتور نوشته ادوارد لوسی اسمیت که از سوی انتشارات برگ، در 1368، به چاپ دوم رسید. این کتاب که نام مترجم را بر جلد و شناسنامه ندارد، هر چند پیش از آغاز دهه هفتاد خورشیدی منتشر شده، اما به عنوان مرجعی مهم برای مخاطبان کاریکاتور بوده است. این کتاب ها مهم ترین مجموعه های تحقیقی و بضاعت در یاد مانده جریان کاریکاتور معاصر است. البته همان طور که گفته شد، بار اصلی این جریان بر دوش نشریات کاریکاتور و طنز بوده است.
کتاب های کاریکاتور که از سوی دبیرخانه دوسالانه بین المللی کاریکاتور تهران به صورت منظم چاپ شده اند، از نفیس ترین و زیباترین کتاب های کاریکاتور در سراسر جهان هستند. اما بد نیست بدانید که از دومین دوسالانه تهران تا ششمین دوره آن ، 1374 تا 1382 ، تقریباً، به طور منظم، همایش کاریکاتور و طنز پردازی ایران با حضور محققان و استادان کاریکاتور و طنز ایران به عنوان بخشی از برنامه های جنبی دوسالانه برگزار شده است. هرچند در پنجمین دوسالانه در 1380، در همایش بین المللی کاریکاتور امروز ایران، اعلام شد که مانند دوسالانه های نقاشی، گرافیک و نگارگری، کتاب همایش ها چاپ خواهد شد. البته این حرف در حد یک وعده از قول نشریه ایران کارتون و با عنوان "چاپ کتاب همایش به زودی در دسترس علاقه مندان قرار می گیرد7، باقی ماند". انتشار این مجموعه ها ، که حاصل نظرات و کوشش های محققان کاریکاتور و طنز ایران بود، می توانست تا حدودی خلا مباحث تئوریک کاریکاتور در قالب یک کتاب را برطرف کند.
اشاره شد که پیش از انقلاب، کاریکاتور روشنفکری در نشریات طنز و فکاهی انتشار نمی یافتند، پس چه طور این هنر توانست پویایی و استقلال خود را حفظ کند؟ کاریکاتورهای نمایشگاهی، متفکرانه و بدون شرح، علاوه بر چاپ به تعداد زیاد در نشریات ادبی و روشنفکری، این بخت را یافتند که به صورت مجموعه های کاریکاتور و در قالب کتاب چاپ شوند. کتاب به عنوان یک قالب مشخص برای عرضه مفاهیم روشنفکری، علمی و پژوهشی به تشخص پژوهشی بخشیدن به کاریکاتور کمک شایانی کرد. علاوه بر کتاب هایی از آثار اردشیر محصص، کامبیز درمبخش و پرویز شاپور منتشر شده است، باید به انتشار مجموعه هایی مانند شباهت های ناگزیر ، که جواد مجابی در جواب به کاریکاتوریست های نشریات فکاهی که اردشیر را مقلد کاریکاتوریست های خارجی می دانستند، نوشت ، طراحان طنز اندیش ایران ( ایراندخت محصص، 1354) ، آثار برگزیده کاریکاتوریست های فرانسوی ( اردشیر و ایراندخت محصص، 1352 ) و کتاب نوه نتیجه های ملانصرالدین ( ترجمه علی سیاه پوش، نشر شفق، 1356 ) اشاره کرد که به پیشبرد کاریکاتور در آن سال ها کمک کرده است .
در زمینه انتشار کاریکاتور به شکل کتاب باید به نکته دیگری هم اشاره کرد و آن توزیع مناسب کتاب های اصل ( اورجینال ) کاریکاتوریست های خارجی در پیش از انقلاب است. شاید به دلیل وجود همین کتاب هاست که نوع طراحی و نوع سوژه های کاریکاتور در ایران به اصطلاح قالب بندی می شود. علاقه ایرانیان به آثار و سوژه های دوپهلو، تلخ و معماگونه، که هم کمتر دردسر ساز باشد و هم بیشتر وجهه روشنگری و اندیشه ورزی داشته باشد، باعث شد که از موج نوی کاریکاتور فرانسه و کاریکاتورهای مکتب نیویورک تایمز، آثاری که بیشتر غامض و پیچیده اند، بیشتر مورد توجه قرار بگیرد. هر چند فردی مانند اردشیر محصص، که به عنوان مطرح ترین چهره این جریان، تحت تاثیر نقاشانی مانند دومیه، گویا، انسور و گروس بوده و فضاسازی مینیاتورهای ایرانی و نقوش چاپ سنگی آشنا بوده است، نتوان تاثیر کاریکاتوریست های غربی را در آثارش به وضوح مشاهده کرد، اما وی سعی کرده با استفاده از فضاسازی هایی که در هنرهای تجسمی و تصویری ایرانی وجود دارد و با پرداختن به مضامینی که خود ( او ) اشاره می کند، مانند "گرسنگی، استعمار، روابط آمر و مامور، تراکم جمعیت، بی عدالتی و افزایش سلاح ها8" تصویری بسازد که متعلق به خود اوست. البته قرار نیست که دو هنرمند بزرگ را با هم مقایسه کنیم. امام سوالم این است که چرا فقط یک نوع کاریکاتور، از نوع تلخ و سیاه، در ایران بیشتر پا گرفت و تاثیرش بیشتر از انواع دیگر بود؟ آیا این به کتاب های اصل ( اورجینال ) خارجی در آن زمان ربط دارد؟
توکا نیستانی، که هم کاریکاتوریستی مطبوعاتی است و آثارش در دسته کاریکاتورهای بدون شرح جای دارد و هم با فضای کاریکاتور پیش از انقلاب آشناست، به نکته ای مهم اشاره می کند: "آن نوع تلخ اندیشی که رولان توپور داشت، دیگر از مد افتاده است، یعنی حالا شاید ما به دنیا آن قدر تلخ نگاه نمی کنیم که توپور نگاه می کرد. شاید این تلخ اندیشی معلول زمان خود و شرایط تاریخی خاص خود، یعنی جنگ جهانی دوم و فجایع بعد از آن بود ... آن نمونه کارها دارای اندیشه مازوخیستی است. شما کاملاً حق داردی که از آن خوشتان نیاید. یعنی بعد از این که جریان توپور وارد ایران شد، خیلی ها برای این که دنباله روی کنند، انواع و اقسام تصورات مازوخیستی ار مصور کردند و نام آن ها را هم گذاشتند طنز سیاه. آن ها در اصل نتوانستند توپور را درک کنند ... برای این که بتوانیم روی توپور نظر بدهیم، باید وارد دنیای او بشویم. باید وحشت ها، کابوس ها و سمبل های او را بشناسیم. باید او را تجربه کنیم9"
همیشه برایم جای سوال بوده است که چرا نسلی از کاریکاتوریست های ایران، روایت گری، طراحی کاراکتر و فضاسازی های ساده اما واقع گرایانه کینو ( کاریکاتوریست آرژانتینی ) را یاد نگرفتند؟ چرا ایشان داستان گویی هانس گئورک راخ، که سوژه های آثارش را بر پایه طراحی های قوی و تخیل معمارانه اش طرح ریزی می کرد، به کاریکاتور ایرانی راه ندادند؟ چرا کاراکترهای آناتومیک مارشال آریسمن، که بر اساس قدرت قلم، ظرافت طراحانه و نگاه نقاشانه اش و سوژه های اجتماعی و انتقادی، که بسیار رو و صریح بود، نسبت به آثار براد هالند کمتر بر کاریکاتور ایان تاثیر گذاشت؟ جواب به این سوال شاید همین باشد: یا کتاب های این اشخاص کمتر به ایران وارد می شده است، یا – همان که قبلاً گفتیم – علاقه طراحان ایرانی به فضاسازی های معماگونه و سوژه های تلخ و دوپهلوست ، یا – که البته قدری دردناک است – گریز طراحان ایرانی از ساخت و سازهای معمارانه، طراحی های آناتومیک و پرداختن به سوژه های انتقادی رو و مشخص است که این فضاسازی، طراحی و سوژه های انتقادی دردسرساز در آثار آریستمن ، راخ و کینو بسیاد دیده می شود.
پی نوشت
1- طنز سرایان ایران از مشروطه تا انقلاب، مرتضی فرجیان و محمدباقر نجف زاده بارفروش، جلد سوم، بخش تاریخ تحلیلی مطبوعات طنز و فکاهی معاصر، صفحه 917 ، ناشر چاپ و نشر بنیاد، 1370 .
2- سالنامه 1371 گل آقا، مقاله مطبوعات طنز در ایران از آغاز تا کنون، غلامرضا پرتوی و اعظم یزدانمهر، صفحات 88 تا 113 .
3- سالنامه 1372 گل آقا، مقاه در تکمیل فهرست مطبوعات طنز ایران، مهدی بهشتی پور ، صفحات 122 تا 125 .
4- واضح است که نشریات طنز و فکاهی ، نشریاتی بوده اند که در آن کاریکاتور از ارکان اصلی نشریه محسوب شده و فقط به طنز و فکاهی اختصاص نداشته اند.
5- طنز سرایان ایران از مشروطه تا انقلاب، مرتضی فرجیان و محمدباقر نجف زاده بارفروش، جلد سوم، بخش تاریخ تحلیلی مطبوعات طنز و فکاهی معاصر، صفحه 917، ناشر چاپ و نشر بنیاد، 1370 .
6- هفته نامه گل آقا، که در پیشانی جلد خود به جای عنوان فکاهی از کلمه طنز بهره می برد، در آبان 1369 منتشر شد. البته این نشریه به مباحث تخصصی هنر کاریکاتور نمی پرداخت.
7- سالنامه 1382 گل آقا، مقاله گذر و نظری بر شش دوره دوسالانه کاریکاتور تهران، سید امیر سقراطی، صفحات 147 تا 168 .
8- کافرنامه اردشیر محصص، انتشارات بامداد، 1354 .
9- ماهنامه گل آقا، شماره 79، فروردین 1377، گفت و گوی محمد رفیع ضیایی و ابوالفضل زرویی نصرآباد با توکا نیستانی، قسمت اول، صفحات 14 تا 18 .
