
« اردشیر به زیبایی کالای خود را عرضه می کند؛ کتاب هایی نفیس که گاهی با بیش از یک مقدمه و اکثراً به دو زبان منتشر شدند نشان از توجه هنرمند به بازارهای کار در خارج از ایران دارد. چاپ یکی از طرحهای پیکاسو بر روی جلد "شناختنامه اردشیر"، این ظن را قوت می بخشد که پیکاسو برای اردشیر طرحی کشیده است؛ اردشیر در هیچ جای کتاب تکلیف این طرح را روشن نمی کند و اجازه می دهد تا شایعه پا بگیرد. درباره این طرح و احتمال اردشیر بودن آن با جواد مجابی صحبت کرده ام و او قویاً این احتمال را تکذیب می کند. با منطق هم جور نمی آید، وقتی صدها هنرمند و نقاش و کاریکاتوریست مهم مثل استاین برگ، توپر و... با پیکاسو معاصر بوده اند و او طرحی از هیچ کدام نساخته به کدام دلیل باید اردشیر را در اولویت قرار داده باشد؟ آن هم وقتی که هیچ سندی از مکاتبه یا دیدار آن ها وجود ندارد و می دانیم که اردشیر چه دقتی در حفظ و نگهداری از این قبیل اسناد دارد.
... محصص بزرگ است و دینی بزرگتر بر گردن ما دارد، در برابر او با خضوع خواهیم ایستاد اما بدعت بدی است اگر بخواهیم همه همان چیزی را در او ببینند که ما می پسندیم. »1
1 . بخشي از مطلب " آن وقت ها که اردشیر فقط یکی بود " نوشته توكا نيستاني
+ نوشته شده در جمعه دهم خرداد 1387ساعت 4:3  توسط امین مویدی
|
