تبليغاتX
CARTOONES - کاریکاتور معاصر نمایشگاهی و گریز از هویت

CARTOONES

کارتون اس یا کارتونس (به لهجه غلیظ اصفهانی خوانده شود )

    

     

                      

 دراواسط دهه هفتاد خورشیدی مجادله ای در نشریات تخصصی کاریکاتور در گرفت که درآن تعدادی از کاریکاتوریست های جایزه بگیر، انگشت اتهام را به سمت تعداد محدودی از کاریکاتوریست های فعال و قدیمی نشانه رفتند که چرا این تعداد محدود و معدود، تاکنون شرکت در جشنواره های جهانی را حق انحصاری خود دانسته و مقررات و فرم این مسابقات را در اختیار دیگران قرار نمی دادند و نمی گذاشتند که دیگران نیز بخت خود را درعرصه جهانی مورد آزمایش و محک قرار دهند. در آن روزها، چند سالی بود که به لطف انتشار نشریه کیهان کاریکاتور، فرم و مقررات جشنواره های جهانی در اختیار همگان قرار می گرفت. هنوز دوم خرداد اتفاق نیفتاده بود و نشریات کمتر به کاریکاتور اهمیت می دادند و با اینکه برخی از روزنامه های کشور دارای ستون های مستقل کاریکاتور بودند، اما کاریکاتور از منزلت و جایگاه رسانه ای خود دور بود و در بیشتر اوقات برای تزئین صفحات و یا پر کردن فضای خالی مقالات استفاده می شد.

اینترنت و فضای مجازی هم وجود نداشت، بنابراین کاریکاتوریست ها، هدفمند بودن کاریکاتور را شرکت کردن در جشنواره ها می دانستند. در همین نیمه اول دهه هفتاد خورشیدی است که سنگ بنای شرکت کردن در مسابقات جهانی گذاشته شد و بیشتر کاریکاتوریست های ایرانی که در آن زمان فعال بودند یا فعالیت خود را به تازگی آغاز کرده بودند، حضور در بینال ها را برای اولین بار در این زمان تجربه کردند. بیشتر شرکت کنندگان، آثارشان به بخش نمایشگاه راه پیدا نمی کرد اما نام ایشان در بخش شرکت کنندگان یعنی افرادی که اثری به جشنواره ارسال کرده اند، در کتاب جشنواره چاپ می شد. بسیاری از این نفرات همین چاپ شدن اسم را دلیلی بر بین المللی بودن اثر خود می دانستند! بنابراین سعی می کردند در سالهای بعد نیز در این جشنواره ها شرکت کنند. در همین ایام بود که موضوعی توسط کاریکاتوریستهای قدیمی تر مطرح شد که علیرغم اینکه چندان مهم نبود، اما خیلی زود فراموش شد که می توانست پایه ای برای مباحث آسیب شناسی کاریکاتور جشنواره ای باشد. موضوع این بود که به جوانان توصیه می شد که ازامضا کردن آثارشان به انگلیسی پرهیز کنند و چون ایرانی هستند حتما آثارشان را با امضای ایرانی به جشنواره ها ارسال کنند. متاسفانه از همان ابتدا به مسائل اساسی ومهم درکاریکاتورهای موسوم به جشنواره ای به عنوان مسائل آسیب شناسی این هنر نگاه و بررسی نشد.

درهمان زمانی که بحث بر سر امضای فارسی و انگلیسی بود، کاریکاتور ایران از نمادهای فرهنگ غرب مانند هاله نورانی بالای سر قدیسان  یا نمادهای کاریکاتور شوروی سابق مانند تندیس ها و مجسمه های سیاسیون ومشاهیر اشباع شده بود. اگرچه کاریکاتور یک هنر جهانی است و برای رساندن مفهومش نیازمند نمادهای بصری و یا نمادهای آشنا است اما نگاه هنرمند به کسب جایزه باعث شده است که دیدگاه هنرمند فدای سلیقه هیات داوری شود و متاسفانه افتادن دردام تکرار باعث زوال ونابودی گونه ای از هنر می شود. هویت مسئله مهم و چالش برانگیز در دنیای هنر است. با این سخن کلیشه ای مخالفم که اگر از کاراکترهای مینیاتوری و یا چاپ سنگی بهره ببریم اثرمان صد در صد ایرانی است و دارای هویت می شود اما مسئله مهم و فراموش شده در کاریکاتورایران نگاه و زاویه دید هنرمند به جریانات و اتفاقات پیرامون است. آیا قصد از هنرمند بودن، جایزه گرفتن است یا رسیدن به درک و فهم مناسبی از زندگی، زمانه و موقعیت خود در نظام هستی؟ اردشیر محصص زمانی به سراغ نمادهای چاپ سنگی رفت که با نگاه کاوشگر و خلاق خود در پی تجزیه و تحلیل عناصر، وقایع و رخدادها بود. در کاریکاتور نمایشگاهی اخیر، توجه بیش از حد به علایق برگزارکنندگان جشنواره ها باعث شده است که هنرمندان جوان به علاقمندی های فرهنگی و فکری کشور برگزار کننده بیشتر توجه کنند تا زمینه های فکری، بسترهای ادبی، سمبل ها و نمادهای کشور ایران. همچنین عدم توجه به مسائل و اتفاقات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی وعدم بازتاب آن ها در کاریکاتورها باعث شده است که هم بخشی از تحولات فکری و یا رخدادهای سیاسی، اجتماعی در کاریکاتورها  ثبت نشود و هم اینکه این آثار تبدیل به آثاری فانتزی شوند که توجهی به مسائل اجتماعی یا انسانی ندارد. کاریکاتور به دلیل ارجاعات بیرونی و ارائه پیام های انسانی و یا اخلاقی باید با زمانه خویش همراه باشد.

برای توجه به این مسئله بهتر دیدم که به مجموعه کاریکاتورهای چاپ شده درهفته نامه کتاب جمعه که به سردبیری احمد شاملو منتشر می شد اشاره کنم؛ مجموعه هایی که روی جلدهای کاریکاتوری آن هر علاقمند کاریکاتور و گرافیک را مجذوب و شیفته خود می کند.  کاریکاتورهایی که دراین هفته نامه چاپ شده اند گرچه می توانند سیاسی قلمداد شوند، اما تاریخ مصرف ندارند و هم می توانند در دسته نمایشگاهی گنجانده شوند و هم در ژانر مطبوعاتی. جدای از این که می توان به تاریخ و زمینه انتشار اثر توجه کرد اما بیش از همه آنچه مورد اشاره و توجه است همان مابه ازای بیرونی سوژه اثر است که پیشتر به آن اشاره شد که بیانگر حساسیت هنرمند به زمانه ای است که در آن زندگی می کند و نشان از عرق ریزان روح هنرمند برای درک و کشف پدیده ها و یافتن زبانی شخصی برای بیان باید ها و نبایدهایی است که او می بیند و یا دوست دارد که دیگران نیز ببینند. این ها کاریکاتورهای دردمندانه ای هستند که یا نیمه خالی یا نیمه پر لیوان را نشان داده اند؛ نیمه خالی از آن جهت که بر کاستی، نقصان و یا ظلمی که وجود دارد تاکید کنند و نیمه پر از آن جهت که هشدار دهند که با وجود کاستی، نقصان و یا ظلم می توان خوب بود و برای بهتر شدن مبارزه کرد. 

 

                         

 

اولین شماره هفته نامه کتاب جمعه که رویه آن هفته نامه سیاست و هنر بود در چهار مرداد 1358 منتشر شد و تا 36 شماره نیز انتشار یافت. صفحه دوم این هفته نامه به کاریکاتور اختصاص داشت که آثار هنرمندانی مانند توپور، لایتر، داریوش رادپور، توکا نیستانی و...در این صفحه منتشر می شد. علاوه برآن که در صفحات داخلی نیز از کاریکاتورهای فراوانی به صورت مستقل و یا در کنار متن استفاده شده است، باید به تصویرسازی های علیرضا اسپهبد نیز اشاره کرد که تصویرسازی های قوی و جاندار او علاوه برتاثیر بصری اش، به صفحات نشریه نیز شکل  گرافیکی مناسبی داده است. همچنین باید به اختصاص صفحات متعدد معرفی کاریکاتوریستهای خارجی و چاپ آثارشان نیز اشاره کرد . کاریکاتوریستهایی مانند سمپه، اوژن میهائسکو، هانس گئورگ راخ، ایتن دلسر، بلاشون، بوسک، شاوال، ژان پلانتو، موریس سینه، رالف استدمن، دیوید لیواین، براد هلند، توپور، کاردون، ژان گورمه لن  از هنرمندانی هستند که از آثارشان در کتاب جمعه بسیار استفاده شده است. با نگاهی به آثار این هنرمندان درمی یابیم که توارد یا شباهت های ناگزیر در کاریکاتورهایشان به ندرت اتفاق می افتد. دلیلش می تواند این باشد که این هنرمندان آن چه را که می بینند با نگاه جستجوگر خود تحلیل می کنند و از زاویه دید خود که حاصل سال ها کوشش، مطالعه  و جستجو است، سوژه  را از آن خود می کنند. هر کدام از این هنرمندان برشی از زندگی امروز را آنچنان که می بینند و یا که آنگونه که دوست دارند باشد، تحلیل می کنند و به مخاطب نشان می دهند.

همه ما در طی سالهایی که کاریکاتور کشیده ایم یا کاریکاتور دیده ایم با نام و آثار این هنرمندان آشنا هستیم. (شاید بتوان این دسته از کاریکاتوریستها را کاریکاتوریستهای کلاسیک معاصر نامید). کاریکاتورهایی که تا دهه هفتاد خورشیدی بارها در نشریات کاریکاتوری ایران چاپ شدند وسوژه و نحوه اجرای آنها برای بسیاری از هنرمندان جوانان سرمشق و الگو بودند. این کاریکاتورها که اکثرا" در حیطه طنز سیاه ، اجتماعی و یا سیاسی قرار می گیرند دارای پیامهای اخلاقی و انسانی هستند که می توان این را خصلت کاریکاتور در دهه های پرتلاطم و تاثیرگذار 60 و 70 میلادی دانست که گویا «هشدار و آگاهی» بر « خنده و طنز شاد» ارجحیت داشت.

 

                          

 

چاپ شده در شماره یکصد وبیست ویک مجله تندیس

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم فروردین 1387ساعت 8:6  توسط سید امیر سقراطی  |